سلاااااام

خرید بک لینک
سلامی به گرمای خورشید به خواهری که دلی پر محبت تر و گرمتر از خورشید دارد

سلام هستی جان.امیدوارم عید بهت خوش گذشته باشه و سالت رو پر از امید و شادی شروع کرده باشی و بهتر و بهتر هم ادامه بدی.

دلم برات حسابی تنگ شده.شب عید و موقع سال تحویل و لیله الرغائب هم حسابی یادت بودم و دعات کردم و از خدا برات خیر و آرامش و آبرو خواستم.

خبرهایی هم دارم برات که البته همش از نتایج دعای خیر خودته.

توی عید فاطمه رو دیدم و البته موفق شدم به مادرم هم بگم که میخوامش.مامانمم سفت و سخت بهش میگه عروسم.تا جایی که وقتی فاطمه اومده بود خونمون بعد از رفتنش دیدم مامانم داره با بابام پچ پچ میکنه و منو نگاه کرد و میخندید گفتم چیه چرا میخندی؟با صدای بلند جلوی همه گفت عروسم رفت؟ اون لحظه از خجالت آب شدم خخخ

بعدشم کلی تونستم نظر بابای فاطمه رو جلب کنم و برنامه های آیندم برا کار و شرکت زدن رو بهش گفتم و اونم کلی خوشش اومد و گفت آفرین به تو که سالم زندگی میکنی بعدشم یه کم بحث رو کشوندم به سمت فاطمه و گفتم دختر زرنگیه و مواظب باش دانشگاه رفت کسی نزدیکش نشه چون تو اون محیط معلوم نیست طرف دنبال چیه . اونم گفت به فاطمه گفتم فقط درس بخون تا یکی از خودت بالاتر و مثل خودت و ادم با سواد بیاد سراغت

بنظرت میشه؟نظرت چیه؟فقط دعام کن

خلاصه اگه همین طور پیش بره هستی بانو باید فکر لباس باشه برا عروسی داداشش البته دلم برای گیر دادنت تنگ شده . جون من یه گیر بده ببینم

خبر بعدی هم اینکه اگه جور بشه احتمال زیاد تابستون میرم شرکت هوآوی برای کارآموزی دانشگاه و بعد از اون دیگه یواش یواش بعد دانشگاه خودم شرکت میزنم

از شما چخبر؟شمام یه امار بدی بد نیست ها.چخبر؟حالت چطوره؟خانواده خوبن؟چکارا میکنی

اینم یه اهنگ تقدیم به خودت. جوووووون من دانلودش کن گوشش بده خیلی قشنگه

دوستت دارم. منتظر کامنتت هستم

می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به ارامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد

سخن سرا...

ما را در سایت سخن سرا دنبال می‌کنید

برچسب: سلاااااام, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:12

صفحه بندی