یک هفته تا زمستان

خرید بک لینک
آخرین هفته آذر بود که با کسی آشنا شدم که گذر زمان نه هيچوقت تازگی عشقش را کم رنگ کرد و نه توانست تاثیری در کاهش غم فراقش داشته باشد با کسی که هنوز هم که هنوز است دعای سلامتی و عزت و آبرویش اولین دعا بین تمام دعاهایم است با کسی که حالا دو سه سال میشود که دیگر رفته ولی هنوز هم جزو خانواده من است، همان کسی که هردو بعد از تصادف برادر هايمان اولین نفر باهم درد و دل کردیم همان کسی که یادم نميرود زمان گرفتن معافیت سربازی به همه زنگ ميزد و برایم پرس و جو میکرد همان کسی که با او پدر های همدیگر را بابایی خطاب میکردیم همان کسی که هنوز هم خیلی وقتها در خیالم با او صحبت میکنم و تیکه کلام های آن روزها مثل عجب، میخوابونمش تو جوب برات، هام هامت کنم را به او ميگويم با کسی که در شب های دراز و سرد پاییز و زمستان و نزدیک یلدا آمد و در روزهای بلند و گرم تابستان رفت تا از این دو تاریخ فقط گرمای حرارت رفتنش را در شب های طولانی تنهایی ام به یادگار گذارد و همه شبهایم را یلدا کرد با خاطراتش کسی که موفقيت من باعث خوشحالیش بود و هنوز هم هست کسی که گاهی دم صبح، گاهی نیمه شب، گاهی عصر،بیشتر اوقات هم ساعت یک بعدازظهر و هشت شب و یازده شب می آمد و باهم گپ میزدیم و از ساعت یازده به بعد هم شب نشینی هايمان شروع ميشد و فرقی نداشت کدام یک از این اوقات بیاید مهم این بود که هروقت شروع به تعریف میکردیم دیگر رفتنمان و قطع تعریف هايمان با خدا بود
کسی که هرچه از خوبی هايش بگویم هنوز چیزی نگفته ام و از بی زبانی شرمنده ام بقول سعدی :

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش رویت خجلم ز بی زبانی

بیست و سوم آذر وارد پنجمین سالی میشویم که یک دیگر را پیدا کردیم و حالا هرکدام سرنوشتی متفاوت داریم و شاید مسیر زندگی مان از هم جدا شده باشد ولی تا ابد علاقه مان به همدیگر و دعای خیر برای همدیگر ادامه دارد
هستی جان مثل هميشه برایت بهترین ها را از خدا ميخواهم
و دلم ميخواهد حداقل به مناسبت این سالروز که تو هم حسابی برایم بنویسی
پیشاپیش بیست و سوم آذر به بهترین خواهردنیا مبارک

سخن سرا...

ما را در سایت سخن سرا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 12:44

صفحه بندی