ما را در سایت سخن سرا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 33
سلام هستی جان
یه بیست و سوم ديگه از راه رسید ، اومدم يه سری بهت بزنم احوالتو بپرسمحالت خوبه مهربون ترین آجی جهان؟ سلامتی؟
چکار میکنی؟دلت حالش خوبه؟ زندگی روبراهه؟ درساتو میخونی؟
نميدونم الان دید و نظرت نسبت به من چيه ولی دید من به تو همون دید همیشگی هست که تو رو تا بالاترین درجه برای خودم مقدس ميدونم و قابل احترام و افتخار
اینم يه شعر خدمت شما، خییییییییلی وقته ديگه شعر برات نگفتم امشب اينو آوردم برات امیدوارم بپسندی
شعر از هاتف اصفهانی هست که تضمین کرده شعر(ز دو دیده خون فشانم) عراقی رو
توصیه همیشگی رو تکرار میکنم قدر خودتو خانواده و همسر و زندگی عزیزت رو بدون، همیشه بخند ، مواظب خودت باش
بهترین ها رو برات از خدا ميخوام، محرم هم یادت بودم و هستم و دعات کردم
خیر و خوشی زندگی همیشه نصيبت بشه با عزت و آبرو
مه من نقاب بگشا ز جمال کبریاییکه بتان فرو گذارند اساس خود نماییشده انتظارم از حد چه شود ز در درآییز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
چه کسم چه کاره ام من که رسم به عاشقانتشرف است آنکه بوسم قدم ملازمانتبه کمین استخوانی که شها برم ز خوانتهمه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانتکه رقیب در نیاید به بهانه گدایینگشود عقده دل نه ز شیخ و نه از برهمننه ز دیر طرف بستم نه ز کعبه و نه زایمنکه نصیب عاشقان شد ز ازل فضای گلخنسر سیر گل ندارم ز چه رو روم به سخن سرا...ما را در سایت سخن سرا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 93
ما را در سایت سخن سرا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 22
ما را در سایت سخن سرا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 34
ما را در سایت سخن سرا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 50