
دنیا روال عادی و روزمره خودش را طی میکرد تا اینکه آخرین روزهای اولین ماه از دومین فصل سال رسید،انگار تغییری در دنیا قرار بود رخ دهد، آری وقتش رسیده بود که در گرماگرم تابستان خداوند گرمایی مضاعف به دنیایش بدهد، همه گوش به زنگ بودند،آری انتظار به سر آمد ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شددختر کوچک تازه متولد شده پس از نخستین نفس شروع به گریه میکند، انگار خودش هم دارد اشک شوق میریزد، کسی چه میداند شاید او خبر دارد که قرار است سالیان سال مرهم و محرم دل بندگان خدا باشد و نور چشم و سوگلی خانواده اش باشد دخترک کم کم بزرگ میشود و قد میکشد و راه و رسم زندگی را توسط معلمی چون روزگار می آموزد و میفهمد که ت...
ادامه مطلب
سلام هستی خانم گللللللللللللللل پيشاپيش ششم شهریور تولد پدر عزیزت رو تبریک ميگم، انشالله خدا عمر با عزت بهش بده و سلامتی و آبروی خودت و خانواده عزیزت رو روز به روز بیشتر کنه دوستت دارم، بهترین ها رو برات آرزو میکنم عزیز دلم ...
ادامه مطلب